آیا باید هر روز تیتر یک سایر رسانهها به تقلید از این ده رسانه، تلاش برای کشاندن دیگران پای میز محاکمه و صدور حکم و اعلام رای برایشان در سرتیتر باشد تا عملاً آنهایی که با ما نیستند را به دشمن بالقوه مبدل بسازیم و در نظامی که حتی منافقین گمراه را با رافت اسلامی میبخشد و برای قریب به اتفاق شان، زمینه عفو در صورت بازگشت با دامان ملت را فراهم آورده، مهرههای کلیدی مملکت را در طول دوران انقلاب با سخیف ترین ادبیات مورد هجمه قرار داد و دل دشمن را با راندن ایشان شاد کرد؟
آیا گناه رسانههای معتدل و گریزان از هرگونه تندروی که ممکن است برخی اوقات خود نیز از این آفت در امان نمانده باشند، این است که رویه غالب خود را بر این مبنا استوار نکردهاند و فضای داخلی کشور را کاملاً سیاه و سفید ندیدهاند؟ یک سو کاملاً سیاه و یک سو کاملاً سفید؛ چه گناه شیرینی که حق را نوشت و میانه را چون صراط مستقیم حفظ کرد، حتی اگر از سوی گروهی از ساکنان خانه ملت تلاشهایتان در دفاع از این مملکت اسلامی، ایرانی همچون جمع کثیری از اصحاب رسانه نادیده انگاشته شود.
یکی از همین برنامههای افشاگر فتنه که در لیست تقدیر مجلس قرار داشت، میزبان دریابان علی شمخانی از فرماندهان رده اول جنگ تحمیلی به مناسبت بازپس گیری خرمشهر همیشه قهرمان بود و به خوبی مشی مدنظر برخی نمایندگان را به منصه ظهور گذاشت.
موضوع نوشاندن جام زهر توسط مسئولان وقت دولت و سپاه به امام که بارها توسط برخی از همین رسانههای تندرو مطرح شده بود، یکی از اصلی ترین محورهایی بود که با تکیه بر آن تلاش شد فرمانده جنگ سینه دیوار گذاشته شود و برخی اختلاف نظرها را با تکیه بر آن به یک شکاف میان چهرههایی همچون هاشمی، رضایی، شمخانی و بسیاری دیگر که عملاً درگیر این جریان بودهاند، مبدل گردد.
طرح موضوع علت ادامه جنگ پس از پیروزی ایران در عملیات بیت المقدس و علل پایان این جنگ و ذکر جام زهر، تلاش مضائفی برای بیان برخی مسائل بود که هنوز پیرامون جنگ به واسطه مسائل امنیتی در طبقه بندیهای بالا قرار دارد.
با این حال شمخانی آنچه علاقه نداشت بر زبان بیاورد ، بیان کرد و بازگو کرد که کشور پس از هشت سال تحت چه فشار عظیمی بوده و حتی برای تامین پوتین و بند پوتین سربازان نیز تحت فشار بوده و صراحتاً بیان کرد که توان دولت با توجه به تحریمها و عدم خرید نفت ایران بیش از 22 میلیارد دلار هزینه در دوران جنگ نبوده است اما انگار او باید آنچه مورد علاقه دوستان بود را بیان میکرد تا سوال پیچ نشود و به نوعی مورد تهدید قرار نگیرد که این مواضعش انتقاداتی را برایش به همراه خواهد داشت.
او اما همچون هم رزمانش مرد جنگ بود و از خط مقدم تا میز اتاق جنگ را در طول هشت سال بارها بدون چشم مسلح مشاهده کرده و نمیتوانست قلب حقیقت کند. نمیتوانست خون جگر خوردنهای امثال احمدی کاظمیها، خرازیها، باکریها، صیاد شیرازیها و هزاران یادگار شهید یا در قید حیات جنگ را نادیده انگارد و برای آنها که هنوز درک درستی از هشت سال مذکور ندارد، بگوید پس از فتح خرمشهر جنگ بیهوده و محض خنده ادامه داشته است.
شمخانی نمیتوانست نشستهای شبانه روزی فرماندهان جنگ را در خانه نقلی سرلشگر شهید حسن باقری با تنها چند پاسدار در زمانی که انقلابی بودن هزینه هایی همچون ترور داشت و با لوح تقدیر سراغ انقلابیون را نمیگرفتند، نادیده بگیرد و بگوید سربازان امام و رهبری حتی یک لحظه به اداره بی تدبیر حماسه بزرگی پرداختند که تمام قدرتهای جهان برابرش صف کشیده بودند.
او نمیتوانست چشمانش را بر روی حضور و مدیریت مداوم رهبر انقلاب و هاشمی در جبهه ببندد یا از یاد ببرد فرمانده جنگ برای در امان ماندن از گزند خواب در طول مدت چند شبانه روزه یک عملیات، پایش در ظرف یخ بود و بی سیم روی گوشش و دوربینها را صدا نمیکرد تا از خودگذشتگی اش را برای این روزها که برخی کم حافظه شدند، مستند کند.
شمخانی اما باید برابر فضای رسانهای که برایش درست کرده بودند، چه میکرد؟ آیا باید سکوت میکرد و میگذاشت هم رزمانش به خوراندن جام زهر به امام متهم شوند یا در این شرایط که آمریکا و متحدانش چنگ و دندان نشان میدهند و از تهدیدات نظامی ابایی ندارند، از روزهای سخت سال پایانی جنگ بگوید و مسائلی که چهرههای دیگر با جنگ میدانند را رسانهای سازد؟
آیا یک رسانه تکلیفش این است با طرح هدف دار سوالاتی سریالی، علاوه بر ایجاد ذهنیت غلط بی کفایتی اداره کنندگان جنگ و زیر سوال بردن گذشتن ایشان از تمامی دلبستگیها و حتی نیازها اولیهشان در طول چند هزار روز دفاع ،به دروغ عملاً ادامه جنگ را از یک مقطعی به بعد را نتیجه فشار گروهی به امام راحل و پایانش را نیز حاصل فشار دوباره این گروه به بنیانگذار فقید انقلاب، به مخاطب القاء کند؟!
بردن جایزه تقدیر در مجلس ، گویا به این است که برای تسویه حساب های جناحی ، حتی حماسه بزرگ دفاع مقدس را نیز زیر سوال برد! آیا اگر سایر رسانهها نیز به این سمت و سو گرایش نشان دهند، در زمانی که انقلابی بودن هزینه شهادت به ضرب گلوله توسط منافقین تروریست را ندارد، مراتب تجلیل با تقدیم لوح تقدیر شامل حالشان خواهد شد؟!
آیا گناه رسانههای معتدل و گریزان از هرگونه تندروی که ممکن است برخی اوقات خود نیز از این آفت در امان نمانده باشند، این است که رویه غالب خود را بر این مبنا استوار نکردهاند و فضای داخلی کشور را کاملاً سیاه و سفید ندیدهاند؟ یک سو کاملاً سیاه و یک سو کاملاً سفید؛ چه گناه شیرینی که حق را نوشت و میانه را چون صراط مستقیم حفظ کرد، حتی اگر از سوی گروهی از ساکنان خانه ملت تلاشهایتان در دفاع از این مملکت اسلامی، ایرانی همچون جمع کثیری از اصحاب رسانه نادیده انگاشته شود.
یکی از همین برنامههای افشاگر فتنه که در لیست تقدیر مجلس قرار داشت، میزبان دریابان علی شمخانی از فرماندهان رده اول جنگ تحمیلی به مناسبت بازپس گیری خرمشهر همیشه قهرمان بود و به خوبی مشی مدنظر برخی نمایندگان را به منصه ظهور گذاشت.
موضوع نوشاندن جام زهر توسط مسئولان وقت دولت و سپاه به امام که بارها توسط برخی از همین رسانههای تندرو مطرح شده بود، یکی از اصلی ترین محورهایی بود که با تکیه بر آن تلاش شد فرمانده جنگ سینه دیوار گذاشته شود و برخی اختلاف نظرها را با تکیه بر آن به یک شکاف میان چهرههایی همچون هاشمی، رضایی، شمخانی و بسیاری دیگر که عملاً درگیر این جریان بودهاند، مبدل گردد.
طرح موضوع علت ادامه جنگ پس از پیروزی ایران در عملیات بیت المقدس و علل پایان این جنگ و ذکر جام زهر، تلاش مضائفی برای بیان برخی مسائل بود که هنوز پیرامون جنگ به واسطه مسائل امنیتی در طبقه بندیهای بالا قرار دارد.
با این حال شمخانی آنچه علاقه نداشت بر زبان بیاورد ، بیان کرد و بازگو کرد که کشور پس از هشت سال تحت چه فشار عظیمی بوده و حتی برای تامین پوتین و بند پوتین سربازان نیز تحت فشار بوده و صراحتاً بیان کرد که توان دولت با توجه به تحریمها و عدم خرید نفت ایران بیش از 22 میلیارد دلار هزینه در دوران جنگ نبوده است اما انگار او باید آنچه مورد علاقه دوستان بود را بیان میکرد تا سوال پیچ نشود و به نوعی مورد تهدید قرار نگیرد که این مواضعش انتقاداتی را برایش به همراه خواهد داشت.
او اما همچون هم رزمانش مرد جنگ بود و از خط مقدم تا میز اتاق جنگ را در طول هشت سال بارها بدون چشم مسلح مشاهده کرده و نمیتوانست قلب حقیقت کند. نمیتوانست خون جگر خوردنهای امثال احمدی کاظمیها، خرازیها، باکریها، صیاد شیرازیها و هزاران یادگار شهید یا در قید حیات جنگ را نادیده انگارد و برای آنها که هنوز درک درستی از هشت سال مذکور ندارد، بگوید پس از فتح خرمشهر جنگ بیهوده و محض خنده ادامه داشته است.
شمخانی نمیتوانست نشستهای شبانه روزی فرماندهان جنگ را در خانه نقلی سرلشگر شهید حسن باقری با تنها چند پاسدار در زمانی که انقلابی بودن هزینه هایی همچون ترور داشت و با لوح تقدیر سراغ انقلابیون را نمیگرفتند، نادیده بگیرد و بگوید سربازان امام و رهبری حتی یک لحظه به اداره بی تدبیر حماسه بزرگی پرداختند که تمام قدرتهای جهان برابرش صف کشیده بودند.
او نمیتوانست چشمانش را بر روی حضور و مدیریت مداوم رهبر انقلاب و هاشمی در جبهه ببندد یا از یاد ببرد فرمانده جنگ برای در امان ماندن از گزند خواب در طول مدت چند شبانه روزه یک عملیات، پایش در ظرف یخ بود و بی سیم روی گوشش و دوربینها را صدا نمیکرد تا از خودگذشتگی اش را برای این روزها که برخی کم حافظه شدند، مستند کند.
شمخانی اما باید برابر فضای رسانهای که برایش درست کرده بودند، چه میکرد؟ آیا باید سکوت میکرد و میگذاشت هم رزمانش به خوراندن جام زهر به امام متهم شوند یا در این شرایط که آمریکا و متحدانش چنگ و دندان نشان میدهند و از تهدیدات نظامی ابایی ندارند، از روزهای سخت سال پایانی جنگ بگوید و مسائلی که چهرههای دیگر با جنگ میدانند را رسانهای سازد؟
آیا یک رسانه تکلیفش این است با طرح هدف دار سوالاتی سریالی، علاوه بر ایجاد ذهنیت غلط بی کفایتی اداره کنندگان جنگ و زیر سوال بردن گذشتن ایشان از تمامی دلبستگیها و حتی نیازها اولیهشان در طول چند هزار روز دفاع ،به دروغ عملاً ادامه جنگ را از یک مقطعی به بعد را نتیجه فشار گروهی به امام راحل و پایانش را نیز حاصل فشار دوباره این گروه به بنیانگذار فقید انقلاب، به مخاطب القاء کند؟!
بردن جایزه تقدیر در مجلس ، گویا به این است که برای تسویه حساب های جناحی ، حتی حماسه بزرگ دفاع مقدس را نیز زیر سوال برد! آیا اگر سایر رسانهها نیز به این سمت و سو گرایش نشان دهند، در زمانی که انقلابی بودن هزینه شهادت به ضرب گلوله توسط منافقین تروریست را ندارد، مراتب تجلیل با تقدیم لوح تقدیر شامل حالشان خواهد شد؟!
+
نوشته شده در سه شنبه 4 خرداد1389;ساعت 12:23 بعد از ظهر;
توسط رای دهنده ایی ایرانی; |





